در ماههای ابتدایی سال ۲۰۲۶، صادرات فولاد چین وارد دورهای حساس شده است که با همپوشانی تعدیلات سیاستی، تشدید اصطکاکهای تجاری و درگیریهای ژئوپلیتیکی غیرمنتظره مشخص میشود. با اجرای مدیریت مجوز صادرات، اجرایی شدن کامل CBAM اتحادیه اروپا، موج جهانی ضد دامپینگ و وضعیت پرتنش در خاورمیانه، بخش صادرات فولاد چین با فشارهای بیسابقهای روبرو است و در عین حال فرصتهایی برای تحول ساختاری را نیز در بر میگیرد. این مقاله به تحلیل تأثیرات چندبعدی روندهای کنونی بر صادرات فولاد چین پرداخته و اقدامات متقابل عملی برای شرکتهای مربوطه ارائه میدهد.
۱. تعدیلات سیاستی: افزایش هزینههای انطباق، هدایت تحول صادرات
سال ۲۰۲۶ شاهد تعدیلات سیاستی فشردهای در حوزه صادرات فولاد چین بوده است که مستقیماً الگوی صادرات را بازسازی کرده و آستانه ورود به بازار را افزایش داده است.
از ۱ ژانویه ۲۰۲۶، سیستم مدیریت مجوز صادرات فولاد رسماً اجرا شده است و ۳۰۰ کد گمرکی مربوط به محصولات فولادی را پوشش میدهد. این سیاست به طور قابل توجهی بر کارایی صادرات بازرگانان کوچک و متوسط و محصولات فولادی با ارزش افزوده پایین تأثیر گذاشته است، زیرا فرآیند درخواست و تأیید مجوزهای صادراتی، هزینه زمانی و بار انطباق شرکتها را افزایش داده و منجر به کاهش کوتاهمدت در کارایی اجرای سفارشات شده است.
در همین حال، مکانیسم تعدیل کربن در مرز اتحادیه اروپا (CBAM) به طور کامل اجرایی شده است و شرکتهای فولادی چین که به اتحادیه اروپا صادر میکنند را ملزم میکند تا هزینههای کربن را محاسبه کرده، گزارش انتشار کربن را ارائه دهند و تعرفههای کربن مربوطه را پرداخت کنند. برای کارخانههای فولادسازی با فرآیند طولانی که انتشار کربن نسبتاً بالایی دارند، این امر مستقیماً هزینههای صادرات را افزایش داده و شرکتها را مجبور میکند تا طرحبندی تحول سبز و کمکربن را تسریع کنند، سیستمهای حسابداری کربن را بهبود بخشند و با الزامات جدید مقررات جهانی انتشار کربن سازگار شوند.
علاوه بر این، با آغاز پانزدهمین برنامه پنج ساله چین، انتظارات سیاستی پیرامون تحول و ارتقاء صنعت فولاد در طول دو جلسه افزایش یافته است. تنظیم ساختار صادرات، ترویج توسعه با کیفیت بالا و کاهش وابستگی صادرات به محصولات با ارزش افزوده پایین به جهتگیریهای اصلی راهنمایی سیاستی تبدیل شدهاند.
۲. اصطکاکهای تجاری: موج جهانی ضد دامپینگ تشدید میشود، پراکندگی بازار وخیمتر میگردد
در سالهای اخیر، حمایتگرایی تجاری جهانی رو به افزایش بوده است و محصولات فولادی چین به کانون تحقیقات جبرانی تجاری در بسیاری از کشورها و مناطق تبدیل شدهاند که چالشهای جدی برای ثبات بازارهای صادراتی به همراه داشته است.
تنها در سال ۲۰۲۵، صنعت فولاد چین با ۴۲ تحقیق جبرانی تجاری از سوی ۱۸ کشور/منطقه مواجه شد. با ورود به سال ۲۰۲۶، وضعیت بدتر شده است: پاکستان عوارض ضد گریز از پرداخت به میزان ۱۹ درصد بر محصولات فولادی چین وضع کرده است، اندونزی حکم اولیه عوارض ضد دامپینگ به میزان ۱۷.۵۵ درصد بر فولاد نورد گرم صادر کرده است، و اتحادیه اروپا سهمیه معاف از عوارض فولاد خود را ۴۷ درصد کاهش داده و عوارض مازاد را به ۵۰ درصد افزایش داده است. ایالات متحده نرخ تعرفه بیش از ۷۰ درصد را بر محصولات فولادی چین حفظ کرده و یک مانع تجاری بالا ایجاد کرده است.
تشدید مداوم اصطکاکهای تجاری منجر به انقباض سفارشات صادرات فولاد چین شده است. شاخص سفارشات صادراتی جدید در ژانویه ۲۰۲۶ تنها ۳۷.۹٪ بوده که برای چندین ماه کاهش مداوم داشته است. بازارهای سنتی غالب مانند اروپا و ایالات متحده به شدت محدود شدهاند و فضای بازار برای محصولات فولادی با ارزش افزوده پایین بیشتر فشرده شده است، که شرکتهای فولادی چین را مجبور به تسریع روند تنوعبخشی بازار میکند.
۳. درگیریهای ژئوپلیتیکی: تنشهای خاورمیانه بر لجستیک و هزینهها تأثیر میگذارد
در اواخر فوریه ۲۰۲۶، درگیری نظامی بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران تنشهایی را در منطقه خلیج فارس به وجود آورد که تأثیر مستقیمی بر صادرات فولاد چین داشته و عمدتاً بر روی زنجیرههای لجستیک و هزینه متمرکز شده است.
تنگه هرمز، یک کانال کلیدی برای حمل و نقل جهانی نفت و فولاد، دچار اختلال شده و منجر به تعلیق مسیرهای کشتیرانی خاورمیانه شده است. شرکتهای کشتیرانی هزینههای اضافی بالایی را اعمال کردهاند و هزینه بیمه ریسک جنگ از ۳۰٪ تا ۲۰۰٪ افزایش یافته است، با هزینهای اضافی ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ دلار آمریکا برای هر کانتینر. در سال ۲۰۲۵، صادرات فولاد چین به کشورهای حاشیه خلیج فارس به ۱۳.۸۷ میلیون تن رسید که ۱۱.۷٪ از کل صادرات را به خود اختصاص داده است. تنش فعلی منجر به افزایش شدید ریسک عملکرد و توقف سفارشات کوتاهمدت شده است.
همزمان، افزایش قیمت نفت ناشی از درگیری، هزینه سوخت فولاد را به ازای هر تن ۳۰ تا ۸۰ یوان افزایش داده و هزینه حمل و نقل دریایی مواد اولیه و محصولات نهایی نیز به طور همزمان افزایش یافته است که فشار هزینه صادرات فولاد را بیشتر میکند. با این حال، شایان ذکر است که ایران که سالانه ۱۱ میلیون تن فولاد صادر میکند، به دلیل درگیری با شکاف عرضه مواجه شده است که فرصت جایگزینی کوتاهمدتی را برای محصولات فولادی مزیتدار چین مانند فولاد گالوانیزه فراهم میکند.
در مجموع، درگیری خاورمیانه تأثیرات منفی کوتاهمدتی بر صادرات فولاد چین داشته است، اما همچنین شرکتها را مجبور کرده است تا انتقال بازارهای صادراتی به جنوب شرقی آسیا و مناطق کمربند و جاده را تسریع کنند، که این امر به نفع تنوعبخشی بلندمدت ساختار بازار صادرات فولاد چین است.
۴. تحول ساختار بازار: از «رشد کمی» به «بهبود کیفی»
تحت تأثیر عوامل متعدد فوق، بازار صادرات فولاد چین دستخوش تغییرات عمیقی شده است و تحول از «رشد کمی» به «بهبود کیفی» به یک روند اجتنابناپذیر تبدیل شده است.
از نظر توزیع بازار، بازارهای سنتی اروپا و ایالات متحده با موانع تجاری بالایی روبرو هستند، در حالی که بازارهای نوظهور مانند آسه آن، خاورمیانه و مناطق کمربند و جاده به کانون جدید صادرات فولاد چین تبدیل شدهاند. نسبت صادرات فولاد به مناطق کمربند و جاده همچنان در حال افزایش است و به یک پشتیبان مهم برای تثبیت صادرات فولاد چین تبدیل شده است.
از نظر ساختار محصول، محصولات با ارزش افزوده بالا، سبز و کمکربن و فولادهای ویژه به نقاط رشد جدید تبدیل شدهاند. با ارتقاء تقاضای صنعتی جهانی و ترویج سیاستهای کاهش انتشار کربن، تقاضای بازار برای ورقهای پیشرفته، فولادهای ویژه و فولادهای سبز به طور مداوم افزایش یافته است. شرکتهای فولادسازی چینی که میتوانند محصولات با کیفیت بالا، عملکرد بالا و کمکربن ارائه دهند، شانس بیشتری برای کسب مزیت رقابتی در بازار جهانی دارند.
۵. اقدامات متقابل و چشمانداز برای شرکتهای صادرات فولاد
شرکتهای صادرات فولاد چین با توجه به محیط صادراتی پیچیده و وخیم در سال ۲۰۲۶، نیاز دارند اقدامات پیشگیرانهای را برای مقابله با چالشها و بهرهبرداری از فرصتها انجام دهند.
ابتدا، انطباق را در اولویت قرار دهید. شرکتها باید به موقع با آخرین سیاستهای صادراتی چین و کشورهای واردکننده آشنا شده و خود را با آنها تطبیق دهند، درخواست و تأیید مجوزهای صادراتی را در اسرع وقت تکمیل کنند، سیستم حسابداری کربن را بهبود بخشند و به طور فعال به الزامات CBAM اتحادیه اروپا پاسخ دهند تا از ریسکهای تجاری ناشی از عدم انطباق جلوگیری شود.
دوم، تنوعبخشی به بازار. شرکتها باید طرحهای خود را در جاده ابریشم، جنوب شرق آسیا، خاورمیانه و سایر بازارهای نوظهور عمیقتر کنند، وابستگی خود را به یک بازار واحد مانند اروپا و ایالات متحده کاهش دهند و ثبات بازارهای صادراتی را بهبود بخشند.
سوم، ارتقاء محصولات و فناوریها. شرکتها باید سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه را افزایش دهند، بر تحقیق و توسعه و تولید محصولات فولادی با ارزش افزوده بالا، سبز و کمکربن تمرکز کنند، رقابت ساده بر اساس قیمت را با مزایای فناوری و خدمات جایگزین کنند و رقابتپذیری محصولات را بهبود بخشند.
چهارم، نوآوری در مدلهای کسبوکار. بنگاهها باید از صادرات صرف محصول به صادرات «فناوری + خدمات + پروژهها» تبدیل شوند و فعالانه ظرفیت تولید در خارج از کشور را برای جلوگیری از موانع تجاری و کاهش هزینههای لجستیک، گسترش دهند.
در نتیجه، فشار کوتاهمدت بر صادرات فولاد چین در سال ۲۰۲۶، درد تحول است. در بلندمدت، تحت هدایت سیاستها، ترویج تحول سبز و پیشبرد تنوعبخشی بازار، صادرات فولاد چین به تدریج از "مزیت مقیاس" به دوران جدیدی از رقابت جامع با مشخصه "کیفیت + انطباق + خدمات" حرکت خواهد کرد. برای شرکتهای فولادی چین، استفاده از فرصت تحول ساختاری و تقویت رقابتپذیری اصلی آنها، کلید دستیابی به توسعه پایدار در بازار جهانی است.